
علیزخان فیلم سنتوری رو دیده ومطلب جالبی نوشته و من می خوام یکم باهاش همدردی کنم:
۱- علیزجون سنتوری اسم باحالیه شبیه اسمای فیلمهای قبلیش!
2- نمیشه به این گلشیفته بگی چرا یه جور بازی می کنه یا شاید هم یه جور رو خوب بازی می کنه و این راحتی یه جورایی تو مخ می زنه و انقدر آخر فیلم بازیش افت می کنه مثل رادان که پایان فیلمو خراب می کنه با اون دادهای غیر تئاتری که معلومه تو عمرش بیان کار نکرده و استحاله شدن تو شخصیت رو برای بازیگری کافی می دونه .
3- حالم از درویش بازیای فیلم به هم می خوره مخصوصآ سکانس عقدکنون بهرام و گلشیفته
4- حضور چند دقیقه ای و خیلی موثر رویا و مسعود که از قضا واقعاَ زن و شوهرن درس بزرگی به بازیگرهای تازه کار می ده. علیرغم اینکه بازی نادر سلیمانی هم خالی از لطف نیست.
5- محسن چاووشی آهنگهای تاثیر گذاری ساخته . البته به نظرم چون صداش از جبر روزگار لعنتی شبیه سیاوش قمیشیه بیشتر نوستالوژیه تا خلاقیت از نوع نابش!
6- سکانسای آخرای فیلم اونجا که داره جلو چادرش کوکتل سرخ می کنه و یه مشت گدا گشنه جمع میشن دورش مشت محکمیه بر دهن اونایی که میگن زندگی زیبا نیست!
۷- بیا و دور سینمای ایرانو خط بکش استاد !